غلامحسين افضل الملك

18

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

بود . سكنه در آنجا نداشت « * » اين قلعه و برج را در قديم از براى مستحفظين طرق و ديده‌بانان ساخته بودند كنون كه ممالك ايران امنيت دارد ديگر محتاج به اين قلعه و برج نيستند . به اين جهت خالى از سكنه مانده است . از عبد اللّه‌آباد تا لاسجرد هم سه فرسخ است . در سر دو فرسخ و نيمى هم باز قهوه‌خانهء مختصر ديده مىشود كه پهلوى دو مزرعه متصل به يكديگر است . اسم يك مزرعه و چند خانوار و جاى مال‌بند مسمّى به « سيدآباد » است كه متعلق به سادات است . مزرعهء ديگر كه آسياب و دو خانوار دارد موسوم به « باريك آب » است . از باريك آب تا لاسجرد نيم فرسنگ است و از آنجا به لاسجرد ميرود . هنوز به لاسجرد نرسيده دست راست خارج از جاده قريهء موسوم به « بخشىآباد » است متعلق به حاجى محمد پسر مرحوم حاجى على تاجر كاشى است . هنگام صبح بلاسگرد رسيديم . با داشتن كاروانسراى شاه عباسى بيكى از خانه‌ها منزل كرديم . امروز كه جمعه دهم است در لاسگرد توقف شد . لاسجرد همان قلعه و دژ لاجوردى است كه فردوسى عليه الرحمه در شعر خود يادآور شده ميگويد : دژ « جنبدان » و دژ « چرمنه » * دژ « لاجوردى » براى بنه دژ جنبدان همان است كه كنون يكى از محلات سمنان است و حال هم آن را جنبدان ميگويند . دژ چرمنه قريه « دروار » است كه در شرح منزل « قوشه » ذكر آن خواهد شد . آب لاسجرد قدرى بدطعم است لكن بهتر از آبهاى پيش است . قنات و آبهاى متعدد دارد . هوايش بهتر از هواى خوار و ورامين است . انار بسيار خوب در اينجا به عمل مىآيد كه از انار قم و ساوه و كن كه از قراء تهران است بهتر است . اينجا باغات دارد و وقف بر آستانهء مقدسهء رضويه است سابقا در اين‌جا قلعه [ اى ] بود كه سه طبقه داشت دور تا دور هر طبقه غرفه‌ها داشت كه از بيرون و اندرون درهاى آن باز ميشد . زنان و مردان در آن بالاخانه‌ها منزل داشتند و خالى از سياحت و غرابت نبود . ارتفاع قلعه تا بيست ذرع بود و از براى حفظ و حصانت بهتر از آن قلعه در جائى ديگر ديده

--> ( * ) بسياق تكلّم امروز فعل بايد « نبود » باشد .